عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

215

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

استيلا يافت و براى انتقام‌جوئى دارا قسمت اعظم مردم را از دم تيغ گذرانيد و اشخاص را بر كشتى نشانيده غرق كرد و بدين طريق قسمت اعظم روميان را از بين برد همچنين بسيارى از قلاع را ويران ساخت و كتب طبّى و نجومى و فلسفىاى را كه اسكندر بكشور خود ارسال داشته بود دوباره بازگردانيد و بار رعاياى خود را سبك كرده ماليات آنانرا تخفيف داد و از بهترين سلاطين عصر خود بود . چون موقع مرگش دررسيد پسرش شاپور را بجانشينى خود معيّن كرده خود در سن شصت و دو سالگى دعوت حق را اجابت كرد . سلطنت شاپور بن اقفور شاه شاپور در عنفوان جوانى و بهار زندگانى جانشين پدر گرديد و در عين‌حال از مزاياى سلطنت و شباب برخوردار گشته از جميع لذائذ عالم و نتايج زندگانى استفاده نمود با عيسى و يحيى ابن زكريا عليهم السلام معاصر بوده . گويند روزى يك از ندماى خود را گفت : چه خوب بود كه دوران قدرت زوال نداشت . نديمش جواب داد : اگر زوال نداشت تو از آن برخوردار نميشدى شاپور گفت : حق با تست . عادتا هرروز به شكار ميرفت و مدّعى بود كه ممارست در شكار تمرين بدن و تعليم جنگ با نيزهء تن‌بتن است بعد در مراجعت بقصر صبحگاهان يكصد كنيزك ماهر و همه در نهايت جمال و كمال و مزيّن بزينت آلات و اقمشهء قيمتى با آلات موسيقى و جامهاى شراب ناب و نباتات معطّر و دسته‌هاى گل و مجمرها و سينىهاى مملوّ از غذاهاى سبك و مطبوع به خدمت او ميرسيدند و شرط ادب بجاى آورده او را تهنيت ميگفتند و شراب و ميوه تقديم داشته بساز و آواز او را سرگرم ميداشتند شاپور نيز با خنده بمطايبه و ملاعبهء با آنان پرداخته نشاط خود را كامل ميساخت و آنگاه پس از خواب و استراحت كافى بتالار طلائى رفته تا نصف شب با ندماء به خوردن و آشاميدن و گفتگو ميپرداخت و بعد بحرم زنان خود برگشته تا سحر مىآرميد و بعدا بنا به عادت ديرين به شكار ميرفت . شاپور بيش از ماهى يك بار بار حضور نميداد و ميگفت : پرجرأت‌ترين شخص در شكار شير كسيست كه زياد او را مىبيند - اشياء ذى قيمتى كه ميخواست بندماى خود بدهد وقتى ميداد كه مالك عقل خود باشد و موقعى كه شراب مغزش را گرم